من آسمان هستم. آدمها براى توصيف دلهاى خوب و مهربان، مرا مثال مىزنند. آنها باران رحمت خداوند را از چشم من مىبينند و ماه و ستاره را از دل من مىدانند. وقتى مىخواهند از آرامش بنويسند، آبىِ مرا مثال مىزنند. سخاوت و بخشندگى را به من نسبت مىدهند؛ به من كه ديگر حتى تحمّل ديدن گريه بچههاى گرسنه را ندارم. باشنيدن اين حرفها آبىهايم طوفانى مىشود. موج برمىدارد؛ موجهايى به بلنداى غم و پهناى درد.
از زمانى كه واسطه فيض شدهام تا باران رحمت خداوند را به زمين و مردمش هديه كنم، چيزهايى ديدهام كه هيچ كس نديده است: جنگ و صلح را ديدهام، آدمهاى فقير و پولدار، آدمهاى ظالم و مظلوم، فرشتههايى كه دعاها و درد دلهاى مردم را به آسمان هفتم مىبرند و... آن قدر دعا و درد دل شنيدهام كه دلم تَرَك برداشته است. گاهى خورشيد، پشت ابرهاى غصهام، رو مىگيرد و آن وقت من مىبارم؛ آنقدر كه دلم سبك بشود و خورشيد، نفسى دوباره بكشد و باز گرما و نورش را بى منّت و بى حساب به زمين و اهلش ببخشد.
آقا جان! تو را به خداى نرگس قسم، كه زودتر بيا! مىترسم يك روز از غصّه فرو بريزم و زمين، ديگر سقفى به نام آسمان نداشته باشد. مىترسم يك روز آن قدر ببارم تا آبىهايم تمام شود و جز سياهى كهكشان، چيزى باقى نماند. بعضى وقتها دلم مىخواهد خورشيد، به دورْ دستها برود و زمين، براى هميشه در تاريكى فرو رود و من ديگر هيچ چيز را نبينم: نه جنگ را، نه ظلم را، نه آوارگى را، نه غارت و چپاول را، و نه صورت رنگ پريده بچههاى گرسنه را كه هر دانه اشكشان دريايى از آرامش را طوفانى مىكند. درست است كه من آسمان هستم؛ درست است كه آبى آبها، سرسبزى دشتها و سپيدى قلهها از من است؛ درست است كه دل من آن قدر بزرگ است كه پل دعاهاى مردم شدهام؛ امّا حتى من هم دارم تمام مىشوم. گويى به يك بنبست رسيدهام و به جاى جلو رفتن، دارم فرو مىريزم.
مولای من ! تو را خدا زودتر بيا و دل مرا به دل خودت پيوند بزن تا مثل تو، بى انتها شوم؛ تا مثل تو هميشه آبى باشم و آفتابى؛ تا مثل تو تمام غصّههاى دنيا را در دل جاى بدهم و تمام دردها را به جان بخرم و تمام نشوم و فرو نريزم و استوار بمانم و...
آقاجان! مگر نگفتهاى كه مانند خورشيد، در غبار ابرها پنهان ماندهاى؟ پس كى اين ابرها كنار مىروند و تو پيدا مىشوى؟
معشوق من ! بيا و با نور و گرمايت، خورشيد خسته ما را جانى بده. او ديگر ميل به تابيدن ندارد و دارد مثل شمع آب مىشود.
قرار دلم ! نذر كردهام اگر بيايى، با اجازه تو، تمام ستارهها را به آدمها ببخشم. نذر كردهام ماه را به سفره دلهاى خالى و شكسته هديه كنم. دلم مىخواهد حالا كه آدمها مرا بزرگ و سخاوتمند مىدانند، از خجالتِ همهشان دربيايم و به پاداش صبورىشان، آبىهاى دلم را به پاى دلشان بريزم. دلم مىخواهد با دلهاى مهربان، يكى شوم. دلم مىخواهد آن وقت ديگر من نباشم؛ آسمان باشى و خورشيد و ماه، نگاه مهربان و بى انتهايت.
اومي آيد در روز انتظار...
السلام عليك يا اباعبدالله...
پايدار باشيد و همواره پر توان..............هميشه دعاگو يتان هستم
سلام حاج اقا خوبيد خسته نباشيد خيلي زيبا نوشتيد واقعا به دل مي نشيند و هر كسي رو به عالمي ديگه سوق ميدهد. اميدوارم ما را از دعاي خيرتان فراموش نفرمائيد. موفق باشيد يا علي مدد
حاج حمید بزرگوار سلام.... امیدوارم حالتون خوب باشه.... تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو/ ببین باقیست روی لحظه هایم جای پای تو // صدایم از تو خواهد بود اگر برگردی ای موعود!! / پر از داغ شقایشقهاست آوازم برای تو// تورا من با تمام انتظارم جستجو کردم / کدامین جاده امشب سر میگذارد سر به پای تو؟ // اللهم عجل لولیک الفرج..... در پناه خدای مهدی / به امید دیدار / التماس دعا / یا حق...
سلام حاجي خسته دل نباشي غم مخور، ايّام هجران رو بهپايان مىرود اين خمـــارى از سر ما مــــىگساران مى رود پــــرده را از روى ماه خويش، بالا مىزند غمزه را سر مىدهد، غم از دل و جان مىرود بلبل انـــدر شاخسار گل هويدا مىشود زاغ بـــا صـــد شرمســـارى از گلستان مىرود محفل از نــــور رخ او نورافشان مىشود هر چـــه غيـــر از ذكــر يار، از ياد رندان مىرود ابرها از نـور خـورشيد رخش پنهان شوند پــــرده از رخســــار آن سرو خـــرامان مىرود وعده ديــدار نزديك است، ياران مژده باد روز وصلش مـــــى رسد، ايّام هجران مىرود
سلام عليكم.الهم عجل لوليك الفرج.برادر بزرگوارم سلام.در پناه مولا سلامت باشيد و تندرست.ان شالله در ايام محرم حقير را هم از دعاي خير محروم نفرماييد.يا علي
آسمان اما نگفتي كه خودتو چقدر برا اومدنش آماده كردي .. فقط بيا بيا؟؟؟ !!!
سلام **عالي بود . هركس به زباني حال خويش را از اين انتظار سبز مي گويد . بلبل به غزلخواني و قمري به ترانه و آسمان با بارش بي امانش .......................... و ما به زبان بي زباني( گفتن زباني را قبول ندارم . چرا كه .....) هم صدا و هم ناله هم ، همه خون دلمان را با نگاهي لبريز از اشتياق فرياد مي كنيم كه : اي نرگس باغ همه دلهاي بيقرار . كي جهان را به عطر و وبوي خوبت پر ميكني از طراوات و شادابي و اميد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام -- یاران! ما در مجنون ترین جزیره ی دنیا ودر برق انفجار خمپاره ها با خداعکس یادگاری گرفتیم ، مبادا فیلمش رادرتاریکخانه ی شیطان ظاهر کنیم .