اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ  

بازآى از اين سفر طولانى كه به انتظارت هر غروب كنار مرز جنون نشسته‏ايم .
بازآى كه ديگر آواره‏ايم به راه عقوبت گناهانمان .
بازآى كه سپهر غم ما را احاطه نموده است و كبوتر ايمان از قلبمان رو به پرگرفتن است .
بازآى اى بى‏انتها و اى غايت آرزوهامان .
ما در قفس نيازها اسير و تو بى‏نياز از اين همه نياز!
لحظات بى‏تابى و بيقرارى دل را خواهيم ديد كه براى آمدنت‏خود را به آماج حادثه رها مى‏كند .
بازآى صبا در نبودت به گريه غرور در مقابلت‏سرافكنده .
بازآى اى نهايت ما در هر چيز و غايت ما در اوج احساس .
بازآى اى تبلور نور هدايت در درون ما خسته‏دلان .
سيطره پنجره‏هاى نيازهاى واهى بر دلهايمان هويداست و نشان تسلط زنجيرهاى دورنگى بر دلهايمان مشهود است .
نيازمند توييم و تو را مى‏طلبيم .
براى رسيدن به تو بايد از خويش گذشت . دل از كف داد و عشق پيشه كرد .
كجايى اى ناياب‏ترين در در صدف احساسمان


یکشنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۸۴ - ۳:۲۵ صبح

نظرات (31)
خاتون تنهايي جمعه، ۲۸ بهمن ۸۴ :: ۰:۳۲ بعدازظهر
اي عشق 8 روز از پروازت گذشت و ما مدعيان زنده ايم بعد از تو . اي عشق چنان ادعا داريم كه بعد از تو نخواهيم ماند اما مي بينيم كه زندگي ادامه دارد و ما هستيم. اي عشق تنها اشكان بر گونه فروريخته ما مانده و در نبود تو زاري مي كنيم . روزهايي كه اهل بيت تو در دستان نامحرمان دين و ديانت به اسارت سپري مي كنند و روزهايي كه زينب يك تنه بار اين عزا و رسالت تو را بدوش مي كشد. اي عشق چه بگويم كه جمعه اي ديگر همراه با دعاي ندبه زمزمه كرديم تا قائم دين تو بيايد اما اين جمعه هم به ظهر رسيد و نيامد. دست بسوي كه دراز كنيم تا ما را دستگيري كند و كجا بدنبال مهدي ال محمد برويم. اي عشق مانده ايم در راه و در انتظار رويت خورشيد مهدي موعود. التماس دعا
صدر جمعه، ۲۸ بهمن ۸۴ :: ۴:۲۵ صبح
حضرت زینب بر جسم مطهر برادر ندبه کرد .
سراب عشق جمعه، ۲۸ بهمن ۸۴ :: ۱:۵۶ صبح
ياران بشارت بر شما كاين سرو بستان آمده بلبل بخوان اوازها گل در گلستان آمده ساقي بده پيمانه اي در كنج هر ويرانه اي برپا شده هنگامه اي چون جان جانان آمده مطرب بزن شور و نوا چنگي حزين در بوعطا بنواز زيرا يار ما اين ماه تابان آمده ديوانه گشتند عاقلان از شوق آن ابرو كمان گويا كه ماه از آسمان در جمع انسان آمده ساقي ز مي پر كن قدح بر اهل مجلس مي بده يعقوبيان را مژده ده يوسف به كنعان آمده صوفي رها كن خرقه را از دير و مسجد اندر آ باز ا بيا در جمع ما كاين عين ايمان آمده زيباتر از اين گل كجا؟ هان بهتر از اين گل كجا؟ خوشبوتر از اين گل كجا؟ كاين گل ز رضوان آمده اي گل سلامت مي كنم با خون طهارت مي كنم خود جان نثارت مي كنم عشقت به قران آمده گفتم چو در كويت رسم شرح فراقت سر كشم حالا چه گويم مهوشم هجران به پايان آمده «آتش» مزن بر سر دگر اينك ز يار آمد خبر خيز و ببين جاني دگر در جسم بي جان آمده برپا شده هنگامه اي به به عجب برنامه اي هر عاشق ديوانه اي در كوي جانان آمده
سراب عشق پنجشنبه، ۲۷ بهمن ۸۴ :: ۰:۰۸ بعدازظهر
سلام نازنين مهربان .. عذرتون موجه بود . و ديگه از شما به دل نگرفتم . وقتي كه فرموديد كه وقت نميكنيد به دوستان سر بزنيد . ديگه من چي دارم كه بگم .. اتاقك زيبائي داري .. و من يه احساس نجيبي به اينجا دارم . قدم رنجه كرديد حاج آقا تشريف آورديد ((ميروم در قعر چاهي من سفر. تا نماند از من يوسف خبر.. من به عشق روشنايي مي روم.. من بدنبال رهايي ميروم.. من بدنبال رهايي ميروم. يوسفم بستم دگر بار سفر. يوسفم کنعان نميخواهم دگر. بر زليخايي دگر دل دلداده ام. از هواي عشق تو افتاده ام. از هواي عشق تو افتاده ام .. تو هنوز اندر غم و اندر خم يک کوچه اي.. من هزاران کوره راه و راه را طي کرده ام.. از حقيقت مي گريزي و زمن بيگانه اي. من بدنبال حقيقيت چاه را طي کرده ام.. آنقدر آسان نبود گر تو حقيقيت داشتي. عاشقي بودم من و ديوانه ام پنداشتي. يوسفم من عاقبت از عشق کنعان سوختم. زندگي دادم بسي تا درس عشق آموختم..
سراب عشق پنجشنبه، ۲۷ بهمن ۸۴ :: ۱۱:۳۸ صبح
زمین جای زیستن نیست به سوی آسمان راهی بایدجست.دنیا برای نفس کشیدن تنگ است.برای تنفس جایی در آخرت باید دست و پا کرد.این البته نه بدین معنا است که تدارک مرگ ببینیم و پیش از ظهور اجل او را دعوت به آمدن کنیم .بل بدین معناست که پای تعلق از زمین برداریم و به بالهای معنویتمان الفبای پرواز بیاموزیم .به دل الهی تپیدن را یاد دهیم .به چشم نشان دهیم که آسمانی دیدن چگونه است .به دست بفهمانیم که دست از غیر کشیدن و دست به خدا دادن یعنی چه.به زبان بگوییم که تکلم با لهجه عبودیت چه صیغه است و ...
پرند پنجشنبه، ۲۷ بهمن ۸۴ :: ۱۰:۴۰ صبح
سلام...............عزاداري هاتون مورد قبول درگاه حق......................مرواتون همه سال.................پيروز و پايدار باشيد .........................يا حق .......................التماس دعا
سراب عشق پنجشنبه، ۲۷ بهمن ۸۴ :: ۸:۰۲ صبح
سلام عزيز گرامي . چقدر باز آي ..باز آي .. كردي . منم اومدم . صدام ميكرديد؟ لبيك . لبيك اومدم .. (( ای عشق بلرزان تن دنیایی مارا. در زخم بپیچان دل سودایی مارا . خنیاگر نوریم در این ساکت تاریک. پر شور کن آواز اهورایی مارا. افسوس دراین وسعت بی برگ نفهمید. جز اشک کسی راز شکوفایی مارا. مجنونتر و آواره ترینیم در این دشت. افزونتر از این کن غم لیلایی مارا. بر قله ی تاریخ از این پس بگذارند. تندیس بلند دل دریایی مارا. هیهات که بر هم زند ابلیس نگاهی. هنگام سحر خلوت دریایی مارا. باران نکند این همه دل بستن برخاک. کم رنگ کند باور فردایی مارا. کو تنگدلی تا که در این دایره ی تنگ. اندازه کند وسعت تنهایی مارا. رخوت زده بودیم و ببینند زمانی. در خلسه ی خون رقص تماشایی مارا. افسوس شقایق دهنی نیست در این باغ.. تا شرح دهد باغ شکیبایی مارا. ای کاش در این قافله دعبل نفسی بود. تا جار زندغربت مولایی مارا. ماییم و پریشانی و پیراهن اندوه. یارب برسان یوسف زهرایی مارا.
سراب عشق پنجشنبه، ۲۷ بهمن ۸۴ :: ۱:۳۲ صبح
شما بزرگوارتر .. منظور منم اين بود شما تنها نه اينكه براي من بلكه براي ديگر دوستان وقتشو نداريد كامنت بگذاريد . نه اينكه سر نميزنيد .. بهر حال از هر آنچه بگذريم سخن دوست خوشتر است .. ××××××××××××××××××× تقديم به شما حاج آقا ×.××فرصت بودن با تو.. اگه حتی یه نفس بود... برای باور بودن .. همه چیز و همه کس بود.. کوچ عاشقانه ی تو.. لحظه ی شکستن من.. خلوت شبانه ی من... تا همیشه از تو روشن.. از غم نبودن تو .. گریه کردم تو ندیدی.. حق حق تلخ صدامو.. تو نبودی نشنیدی..
همسفر مهتاب چهارشنبه، ۲۶ بهمن ۸۴ :: ۰:۴۶ بعدازظهر
سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما. و طلب بخشش به خاطر غيبت طولاني ام در عرض ارادت . بگذاريد به حساب كم سعادتي . و قبول بفرمائيد جز اين هيچ چيز ديگه اي نيست . راستي زيارت تشريف داشتيد ؟؟ كجا ؟ زيارتتون قبول انشالله. اميدوارم حقير رو از دعاي خير فراموش نكرده باشيد زمزمه هاي دلنشين شما آرامش روح و جان است. اميدوارم اين زمزمه ها تا ظهور يار پرده نشين جاري و دلنواز باقي بماند التماس دعا
خیزش سرخ مسلمان چهارشنبه، ۲۶ بهمن ۸۴ :: ۰:۲۱ بعدازظهر
با مطلبی با نام "واگویه ای با حاج رضا، سلامی به حاج حمید" با عرض تسلیت به مؤمنین حقیقی و بی ادعا در سالروز جانسوز ایام حسینی
صفحه اصلي | آرشيو | لينکستان | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت