چشم‏هايم به سرعت لابه‏لاى خطهاى روزنامه حركت مى‏كرد . با خواندن خبر، منقلب شدم: «يك نفر ديگر پر كشيد » اين جمله مرا كنجكاو كرده تا بدانم جريان چيست . دوست داشتم سرعت‏ حركت چشمانم بيش از اين باشد تا زودتر به آخر مطلب برسم و بدانم جريان از چه قرار است . خبر، خبر شهادت بود; خبر شهادت يك جانباز شيميايى . با خودم گفتم اى كاش خواندن اين خبر افراد را به فكر و تاويل وا مى‏داشت . چرا كه دائم حسرت با شهدا بودن را مى‏خوريم غافل از اين‏كه در اطرافمان كسانى هستند كه شايد تا لحظاتى ديگر به شهادت برسند، بدون اين‏كه كسى به آنها توجهى كند . راستى برايمان چقدر اهميت دارد و چقدر متاثر مى‏شويم وقتى خبر شهادت يك شهيد بزرگ را مى‏شنويم؟ نمى‏دانم اصلا روى ما تاثير دارد يا نه؟ وقتى غرق در دنياى حقير و بى‏ارزش خودمان شده‏ايم و وقتى دنيا آن‏قدر برايمان بزرگ و مهم است كه اجازه نمى‏دهد حتى كمى به اطرافمان نگاه كنيم، نفس كشيدن در فضاى گناه و زشتى ديگر مجالى نمى‏دهد تا در آسمانى كه شهدا نفس مى‏كشند نفس بكشيم و عطر ملكوتى وجودشان را استشمام كنيم و وقتى چشم‏هايمان را استخدام دائمى « اداره كل گناهان‏» كرده‏ايم، روشن است كه نمى‏توانيم زيبايى چهره يك شهيد را درك كنيم و وقتى گوشهايمان شنونده خشن‏ترين و زشت‏ترين آهنگ‏هاى دنياست، چگونه مى‏توانيم زمزمه عاشقانه و لطيف دعاى ندبه را در پگاه جمعه از زبان مطهر و مبارك يك شهيد بشنويم و وقتى تمام حواس و استعدادمان را در راهى غير از راه خدا به كار گرفته‏ايم چگونه مى‏توان توقع داشت كه سعادت درك شهدا و با شهدا بودن را پيدا كنيم . براستى اگر دنيا با اين پوچى و ناتوانى‏اش بتواند توان ما را بگيرند و اختيارمان را سلب كند و هرچه خواست‏به ما امر و نهى كند، ما چقدر زبون و خوار خواهيم بود؟ ! چقدر خوب بود اگر مى‏توانستيم جملات و حرف‏هاى شهدا را بشنويم و به خاطر بسپاريم.


دوشنبه، ۸ اسفند ۱۳۸۴ - ۴:۱۰ صبح

نظرات (23)
جستجوگر دوشنبه، ۱۵ اسفند ۸۴ :: ۱۰:۴۵ صبح
سلام حاجي خسته دل نباشي خدا درك وشناخت شهيدان آينده را به ماهم بدهد عزيز دل شما كه دستي به اين دوستان داريد ما راهم از راهنمائيهاي خود خرسند كنيد التماس دعا
خبرگزاری وبلاگ نویسان دوشنبه، ۱۵ اسفند ۸۴ :: ۱۰:۳۸ صبح
lموافقت مقام معظم رهبری با عفو سمیعی نژاد
خبرگزاری وبلاگ نویسان دوشنبه، ۱۵ اسفند ۸۴ :: ۱۰:۳۸ صبح
lموافقت مقام معظم رهبری با عفو سمیعی نژاد
جواد دوشنبه، ۱۵ اسفند ۸۴ :: ۷:۵۰ صبح
معرفت در گراني است به هر كس ندهند ...... دم طاووس گران است به كركس ندهند
احسان دوشنبه، ۱۵ اسفند ۸۴ :: ۱:۴۸ صبح
صَلَی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِاللهِ الحُسَین(ع). سلام. خسته نباشید. شهادت دختر سه ساله حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) ، حضرت رقیه(س) ، را به محضر مقدس حضرت صاحب الزمان(عج)، و همه مسلمانان جهان تسلیت عرض می نمایم. به روز شدم با مطلب: شهادت حضرت رقیه بنت الحسین(ع). خدمت برسیم. اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان(عج). کربلایی و عاشورایی باشید. التماس دعا. یا امیرالمومنین، حیدر(ع) مدد.
صدر دوشنبه، ۱۵ اسفند ۸۴ :: ۱:۰۲ صبح
الا كه راز خدايي خدا كند كه بيايي تو نور غيب نمايي خدا كند كه بيايي دمي كه بي توبه سرآيد خدا كند كه نيايد الا كه هستي مايي خدا كند كه بيايي تو احترام حريمي تو افتخار حظيمي تو يادگار منايي خدا كند كه بيايي چقدر جوان نازی بود . رشید . شجاع . متدین . خوش قد و قامت از فرماندهان اطلاعات و عملیات بود .در والفجر ۸ شیمیائی شد .
ديوونه غربتي یکشنبه، ۱۴ اسفند ۸۴ :: ۸:۴۸ صبح
سلام برادر! ياد تمامي شهدا بخير! خدا كنه آنها نيز به ياد ما باشند! حاجي! من اين فايل نوايي كه از حسن خلجه و شما در وبلاگ خودتون گذاشتيد! اگر مقدور بود برايم مي فرستيد؟ ممنون ميشم! التماس دعا! يا علي(ع)
غريبه یکشنبه، ۱۴ اسفند ۸۴ :: ۸:۰۷ صبح
سلام حاج اقا وقتي مطلب شما رو خوندم خيلي دلم گرفت خيلي غريبند - چقدر عذاب كشيدند خيلي ها فراموش كردند كه اصلا چه اتفاقي افتاده بوده يادشان به خير
URL:
حميد یکشنبه، ۱۴ اسفند ۸۴ :: ۳:۵۵ صبح
حاج حميد آقا سلام.من گاهي اوقات كامنت ميگذارم ولي بعد از مدتي كامنت ها غيب ميشه انگار. شايد هم خيالاتي ميشم كه كامنت گذاشته ام. پيري و هزار درد باحكمته ديگه. اگه من هم گوش شنوا داشتم كارمند اداره كل گناهان نميشدم. حقوق و مزايايش هم كه چنگي به دل نميزنه. از اين اداره هه ميزنم بيرون بلكه يه شغل آبرومند دست و پاكنم. آلودگي صوتي و تصويري اش زياده.
ط.م پنجشنبه، ۱۱ اسفند ۸۴ :: ۰:۳۰ بعدازظهر
بله كاملا درسته ما غافل از اين هستيم كه كساني در اطراف ما هستند كه ارزش اونا كمتر از شهيداني نيست كه از ميان ما رفتند و يا به قول شما تا لحظاتي ديگر به شهادت ميرسن بدون اينكه كسي به اونا توجه كنه انشا’ الله كه بتونيم ادامه دهنده راه شهدا باشيم و در مسير آ نها گام برداريم من با اجازه شما يه صحبتي هم با زهرا خانم داشتم دوستي كه كامنت گذاشته بود و صحبتي فرموده بود و اون اينكه: ببين عزيزم وقتي شما مطلبي رو در وبلاگي مطالعه ميكني فقط و فقط بايد ببيني اون مطلب چي ميخواد بگه منظورش چيه و به قول معروف تو چه استفاده اي ميتوني از اون مطلب بكني كاري نداشته باش كه كسي كه اين مطلب رو نوشته آيا خودش اهل عمل هست يا نه البته منظور من خداي ناكرده بي احترامي به حاج حميد آقا و يا كليه نويسندگان وبلاگ ها نيست بلكه منظور من استفاده اي هست كه ما ميتونيم از وبلاگ ها بكنيم من خودم به شخصه چون ارتباط مستقيم با نويسندگان ندارم فقط خواننده مطالب هستم اون چيزي رو كه بايد ياد بگيرم ياد ميگيرم و اصلا به خود شخص كاري ندارم و توصيه ميكنم شما دوست عزيز هم به همين نيت به وبلاگ ها و ساير سايت ها و..... قدم بگذاري انشا’ الله كه استفاده بهينه رو ببري
صفحه اصلي | آرشيو | لينکستان | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت