علل كمرنگ شدن معنويات در بين جوانان چيست؟ و روش صحيح در تبليغ دين و مصونيّت بخشيدن جوانان در برابر شبهات معاندين كدام است؟
پرسش فوق از آنجا ناشى میشود كه در سالهاى اوليّه پس از پيروزى انقلاب اسلامى و دوران دفاع مقدّس، گرايش جوانان به معنويّات و ارزشهاى دينى تا حدّى بود كه تا سرحدّ شهادت و جانفشانى از آنها پاسدارى میكردند. امّا اكنون و پس از گذشت چند سال اين گرايش رو به ضعف نهاده است و كمتر مى توان از معنويّت گذشته سراغ گرفت.
نخست مقدّمه اى را بيان مى كنم، آنگاه به پاسخ اصلى خواهم پرداخت:
انسان موجودى است كه از درون تحت تأثير عواطف و احساسات است و از بيرون نيز متأثّر از عوامل گوناگونى است. اين عوامل بيرونى عواطف و گرايشهاى انسان را جهت مى دهند و به هر ميزان كه فربه تر باشند از قدرت بيدار كردن عواطف و جهت دهى بيشترى نيز برخوردار خواهند بود. از سوى ديگر، حالات روانى انسان پيوسته و در هر زمان از وضعيّت يكسانى برخوردار نيست و با تغيير شرايط، دچار فراز و نشيب هايى مى شود. در روانشناسى نيز گفته اند كه در شرايط خاص محيطى ممكن است يك پديده اجتماعى به اوج خود برسد، ولى به موازات ضعيف شدن عوامل شتاب دهنده، آن پديده تنزّل خواهد يافت.
اينك با توجّه به مقدّمه فوق، برخى شرايط اجتماعى حاكم بر روزهاى قبل از پيروزى انقلاب و بعد از آن و همين طور دوران دفاع مقدّس را بر مى شماريم:
1ـ حاكميّت دست نشاندگان غرب و تسلّط آنها بر مقدّرات كشور
2ـ خفقان و نبود آزادى
3ـ ترويج بى بندوبارى
4ـ استعمار فرهنگى و از دست رفتن هويّت ملّى و دينى
5ـ وابستگى اقتصادى
6ـ مقابله رژيم گذشته با ارزشهاى الهى و دينى (به عنوان مهمترين انگيزه پيدايش نهضت اسلامى مردم ايران)
7ـ ترور شخصيّت هاى بزرگ دينى و حمله همه جانبه استكبار به كشور و شهادت جوانان عزيز.
اين عوامل در كنار روشنگرى رهبر كبير انقلاب اسلامى، حضرت امام خمينى(رحمه الله)، مردم را بر آن داشت كه بحق نجات و سعادت خود را در پناه آوردن به دين و معنويّات ببينند و با پشتوانه بزرگ فكرى به طرف اخلاق اسلامى و رفتار دينى حركت كنند.
اين گرايش در دوران دفاع مقدّس به اوج خود رسيد و شهادت و اسارت و جانبازى جوانان در راه دين و كشور، عشق و علاقه همگان و به ويژه جوانان را به عرفان و معنويّت دو چندان كرد. به نحوى كه دوران پيروزى انقلاب اسلامى و دفاع مقدّس به فصل زرّينى از رويكرد به معنويّت و تقوا تبديل شد.
اكنون سؤال اين است كه چرا اين حالت فروكش كرده است و گرايش به معنويّت رو به كاستى نهاده است؟
اگر بخواهيم عوامل عمده موثر در چنين فرآيندى را بازگوييم، مى توانيم به امور زير اشاره كنيم:
1ـ تغيير شرايط حاكم بر جامعه
2ـ نبود تصويرى روشن از دوران پيروزى انقلاب و دفاع مقدّس و شرايط حاكم بر جامعه آن روز در نزد نسل جوان كنونى
3ـ وجود مشكلات معيشتى و تحصيلى
4ـ مشكل اشتغال و ازدواج
5ـ تغيير سياست استكبار در مقابله با نظام اسلامى از تهاجم نظامى به تهاجم فرهنگى و ساماندهى اين تهاجم در اشكال گوناگون آن و از جمله شبهه افكنى در مسائل عقيدتى و جنبه نظرى نظام اسلامى كه با در نظر گرفتن عدم غناى فكرى دينى جوانان و سوء استفاده از احساسات و عواطف آنان صورت مى گيرد.
اينها مجموعه عواملى هستند كه با توجّه به نكته روان شناختى پيش گفته درباره تغيير حالات انسان، دست به دست هم مى دهند و اميال و عواطف و گرايشهاى جوانان را به سوى ماديّات سوق مى دهند و آنان را از توجّه به معنويّات باز مى دارند.
امّا دغدغه اصلى اين است كه چه بايد كرد تا جوانان خود را در برابر خطرهايى كه آنها را از نظر عقايد و ارزشهاى دينى تهديد مى كند، بيمه كنند؟
به نظر مى رسد كارآمدترين راه اين است كه دست اندركاران امور فرهنگى كشور از موقعيّت عاطفى دوران جوانى كمال استفاده را بكنند و آن را زمينه تقويت قواى فكرى و عقلانى جوانان قرار دهند و به شناخت آنها عمق بخشند. زيرا در صورتى كه انديشه و فكر جوان با استدلالهاى قوى مستحكم نشود، همواره بيم آن مى رود كه دستخوش توطئه فرهنگى دشمنان شود.
بنابراين، بايد با تدوين كتب و نشريّات فكرى و فرهنگى از يك سو ، و از سوى ديگر برنامه ريزى و تشكيل جلسات منظّم و ارتباط مستقيم ـ كه جوانان براحتى بتوانند پرسشهاى خود را طرح كنند و پاسخ در خور را بيابند ـ شرايطى فراهم شود تا نگرش و بينش جوانانْ بالنده و در مقابل هجمه هاى دشمنان بيمه شود.
در پايان براى جوانان ارجمند سفارشى از قرآن كريم بيان مى كنم:
« وَ إِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِى آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّى يَخُوضُوا فِى حَدِيث غَيْرِهِ...» (انعام / 68)
پيام اين آيه و آيات مشابه آن اين است كه مادام كه مسلمانان از نظر شناخت معارف دينى قدرت كافى پيدا نكرده اند و توان ارزيابى و نقد و تحليل سخنان حقّ و باطل را ندارند، از ورود به حوزه برخى مباحث پرهيز كنند; زيرا شنيدن و خواندن برخى مطالب تخصّصى كه دشمنان و شبهه افكنان با ايجاد تشكيك در آنها قصد منحرف كردن افراد را دارند، در دل اثر گذاشته، انسان را از مسير حق منحرف مى كند.
البتّه اين گفته بدان معنا نيست كه كسى حق ندارد به سخنان مخالفين گوش فرا دهد، بلكه مراد آن است كه تا افراد از قدرت كافى در شناخت و نقد و تحليل مسائل تخصّصى برخوردار نگرديده اند، بايستى از پرداختن به آنها پرهيز كنند. البتّه در صورت حصول شرايط لازم، اين گونه مطالعات و ورود در مباحث نيز روا خواهد بود; بلكه در مورد كسانى كه توان نقد استدلالى آراء غير اسلامى و تبيين معارف دينى را دارند، واجب است كه بپاخيزند و از شيوع شبهات در جامعه و تأثيرگذارى آن جلوگيرى كنند.
سلام بر برادر عزیز و بزرگوارم.... نمی دونم در برابر این حرفها ، این پستتون که برای من و هم سن های من نوشتید چی بگم؟!! چند بار اومدم اینجا ؛ اولین باری که اومدم تعداد کسایی که کامنت گذاشته بودند به 10 نفر هم نمی رسید... ولی نمی دونستم چی باید بگم...... هم باهاتون موافقم ، هم مخالف...!!!!! شرایط شما و اون دوران با الان و ماها فرق میکنه ... اون دوران خواسته ها فرق میکرد.... حمید آقا !! اون موقع ، یه آدمهایی رو دور و برتون داشتین که وجود شماها براشون مهم بود ... ولی ما چی؟!! کی رو داریم؟!!! انقدر بزرگان ما ، مسولین ما،خودشون رو از ما مخفی کردند که فراموششون شد اونها هم در سنین ما همین نیازها رو داشتند!! حرف در این زمینه زیاده .... شما برای ما جوونهای بی تجربه دعا کنید و برای مسئولین و بزرگان ما دعا کنید تاماها رو ببینند .... همه چی انرژی هسته ای نیست ... بقول آقا ؛ انرژی هسته ای ما همین جونهای ما هستند ... کو ؟!! انرژی های ما داره هدر میره و کسی نمی بینه.... برای ما دعا کنید!!! به امید دیدار / التماس دعا / یا حق....
سلام. اميدوارم روزي برسه كه همه ما درك كنيم روح پاكي كه خدا به ما داده و نخواهيم با گناه آلودش كنيم. موفق باشيد.يا حق
با سلام و ممنون از لطفتون/نكات بجاييو ياد آور شديد/ايشالا قدرت تشخيص حق و باطلو همه داشته باشن و به بيراهه نرن/يا علي
سلام حاجي خسته دل نباشي حاجي خواستم يك چيزي بگم ولي ازم دلخور نشو حاجي شايد ما بايد ديده هايمان را عوض كنيم ما براي اين جوانان چه كرده ايم كه حالا ازشون انتظا ر داشته باشيم اين يك مسئله اما مسئله دوم اين است كه جواناني كه دوكوهه به آنها افتخار مي كرد جواناني كه باعث شدند طلائيه قطعه اي از بهشت بشه قبل از انقلاب كجا بودند آيا نبود همت خودشان و فيض الهي اگر نگاهي به عقب بندازيم مي بينيم ما در دوران تحصيل سعي مي كرديم نمره ده بگيريم كه قبول بشيم ولي بچه هاي الان همگي نمراتشان بيسته خدا را چه ديديم اگر برسد روزگار كار زار حتما اين جوانان سالها از ما جلوتر خواهند بود و افتخاري خواهند آفريد كه حتي در تصور ماهم نمي گنجد اما مسئله سوم اينكه بعضي جوانها تبعيد از بزگترها نمي كنند آيا اثر لقمه اي نيست كه به آنها خورانده شدن شايدهم من اشتباه مي كنم التماس دعا
حاج حميد بيكاري براي جوانان آفت است
به نام خدا سلام حاجي ...... چقدر مطالبتون قشنگ هست و به دل مي نشيند .....مي دونيد حاجي نسل امروز ما توي برزخ........... خودش هم نمي دونه چي مي خواد ........در نظرش همه چيز رنگ باخته البته ناگفته نمونه در اين بين هستن فرهيختگاني كه واقعا دل به خدا سپرده اند............. ولي ما عادت داريم لكه هاي سياه را پررنگ تر ببينيم و به تميزي ها نگاه هم نكنيم فكر مي كنم همه دردها را مي شناسيم از درمان عاجزيم خانواده ها بيشتر از اين كه به فكر نو كردن روح و روان جوانشون باشن به فكر نو كردن دكوراسيون خانه شان شدند تا نكنه يه وقت جلو همسايه بغلي كم بيارن ................جون امروز همزبون مي خواد تا كه دستش رو بگيره و پا به پا شيوه راه رفتن را بهش يادآوري كنه............. بله حاجي همه مي دونن كه بازي با آتبش خطر داره ولي زود فراموش مي كنن مي رن كه با دست ذغال هاي روشن را در دست نگه دارند .........خيلي از خوندن متنتون لذت بردم بايد از حالا جلو آب رو آبندي كرد تا سيل ويرانگر از اين بدتر نكنه ..................اجركم عندالله ...................پبروز و پايدار باشيد....................يا حق
خشكسال من توئى، مردم دگر از تشنگى! هم توئى رود من و هم ابر باران زاى من چون خمارم از تو خيزد، مستى من هم زتوست باده من، رطل من ، خم من و ميناى من سالها بگذشته، بيرحمانه بر رخسار تو دوستت دارم هنوز اى پير و اى برناى من وه !چنين پير و چنين زيبا خدايا كيست كيست؟ آنكه او باشد مثال ماه مهر آساى من تو نه يك عشقى، كه يك مجموعه عشقى اى نگار! مادر من،دختر من! همسر و همتاى من نيست جز نامت نوائى گر بر آيد دمبدم از لب من، از دل من، از نى و از ناى من مسجد و ميخانه ى من،اى خدا ـ شيطان من اوج بى پروائى وهم باعث پرواى من چيست دين تو؟ كه جويم در تو رسم كفر و دين مسلم وزرتشتى و نصرانى و ترساى من نى كليمى ، نى مسيحى ، نى مسلمانم كه اوست هم «محمد» هم «مسيح» وهم بود «موسا»ى من يا على! رفتيم ما از خانقاهت، عفو كن بعد از اين من عبد و او جاى تو شد مولاى من تا ترا بشناختم، راز نهان بشكافتم هم «اهورا»ى منى اينك تو هم «مزدا»ى من آه معشوق من اى «ايران»! بياويز از« وفا» اين غزل را همچو گل بر گردن، اى زيباى من
سلام//در حال حاضر هر كسي كه در دنياي غرب مي خواهد مشهور بشه تيشه به ريشه اسلام مي زنند اخيرا دكتر سالتن كه مسلمان هم بوده كافر شده واز اسلام بد گفته وبراي خودش آواز ي در دنياي غرب رقم زده//در اين ميان بايد جوانان ما ومسلمانان حواسشون جمع باشه تا گول اينچنين آدمهاي پستي را نخورند//موفق باشيد/به منم سربزنيد
سلام حاجي كمال تشكر از آمدن و با سخاوت مورد تفقد قرار دادنت . سعي مي كنيم با عشق به شهدا و امام شهدا ’ زندگي كنيم و ادامه بديم .انشاالله
سلام حاجي . خسته نباشي و دستت درد نكنه اين معضلي كه ازش نام بردي به وضوح در اجتماع و خانواده ميشود ملاحظه كرد. راهكارش را من نميدانم . هركس به فراخور خانواده خويش ميكوشد جوانش را از انحرافات اخلاقي دور نگه دارد. اما چند روز پيش با جواني برخورد كردم كه فرزند يكي از دوستان بود . در مقابل حركتي كه كرده بود همه نصيحتش ميكردند . (البته حركتي نبود كه شنيع باشد) اما آن جوان كه من شاهد حركتش بودم ناگهان بغض فرو خورده اش تركيد و فرياد زد پس بگوئيد من چكار كنم ؟ با دوستانم بيرون ميروم بهمان گير ميدهند . موزيك گوش ميكنم خانواده و همسايه گير ميدهند. كوه ميروم گير ميدهند . كلاسهاي ورزشي ميخواهم بروم پول ندارم . كلاسهاي هنري ميخواهم بروم قيمت خون پدرشونه .ميخندم ميگن خله . تو خودم فرو ميروم ميگن معتاده . با يه دختر حرف ميزنم ميبرنم منكرات . نماز ميخونم ميگن چرا تند و با عجله خوندي ؟ نميخونم ميگن از خدا بي خبري . و ... و ... و ... شما بگين يه جوان بايد چكار كنه ؟ خوب حاجي اينجا گنجايش نداشت همه صحبتهاي اين جوون و ساير جوونها رو بنويسم . در چند جمل مشكلاتشون رو مطرح كردم . حالا شما بگي راهكارش چيه ؟ مشكل اقتصادي . اجتماعي .احساسي . رواني . و غيره و غيره جوونهامونو داره نابود ميكنه . چطوري بايد بهشون كمك كنيم . قبلا" ديدگاهها تا اين حد باز نبود اما حالا جوانها خيلي فرق كرده اند پس رفتارها هم تغيير نموده ... شايد ..... بهرحال بايد اساسي تر بيانديشيم . خيلي اساسي تر . در پناه حق باشيد انشا’ الله .