بمناسبت میلاد با سعادت فخر کائنات رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)

جارى شور و سرور، در كوچه‏هاى خلوت مكه، حكايتى تازه داشت و باد در گوش بلندترين نخل‏ها از پيش، خبر مى‏برد و مژدگانى مى‏گرفت. كنگره‏هاى كاخ ستم لرزيد. درياچه‏هاى كفر خشك شدند. آتشكده‏هاى الحاد به سردى گراييد. شب، شراره باران خرسندى شد و روز بى تاب در انتظار طلوع نشست. مكه در تب و تاب فرو رفت و ملائكه سرود آسمانى توحيد خواندند. سرانجام با طلوع او شب مخفى شد و خورشيد از شرمسارى در پشت ابرهاى رحمت، چهره در نقابِ خجلت كشيد. اى بهار آفرينش! اى سبب خلقت! اى دستاويز هستى! مقدمت گلباران. اى آفتاب فروزان اديان الهى! اى آخرين فرستاده حق به سوى بشر! كعبه از آمدنت در شادى است و آسمان مكه همراز شب‏هاى تنهايى خود را يافته است. ظلمتكده‏هاى زمين قيام كرده‏اند و چهره از غبار الحاد مى‏شويند و به استقبالت مى‏آيند تا خود را در نسيم دلنواز توحيدى‏ات يله سازند. خورشيد، ساقه‏هاى طلايى شادى را به هم بافته و مسير آمدنت را آب و جارو مى‏كند. شيشه كفر شكسته و خبر آمدنت در گوش اديان و اعصار طنين انداخته است. قدومت مبارك باد.

صبر کن صبر کن، کجا با این عجله ؟ وایستا بینم می خوام  دو کلام با هات حرف بزنم. این وقت شب کجا داری میری ؟
جون من بی خیال شو خیلی عجله دارم . با دوستام قرار دارم اگه دیر برسم ضایع ست  .
ای بابا تو که همش عجله داری ، پس کی می خوای به حرفهای من گوش بدی ؟ خیلی وقته می خوام باهات حرف بزنم، اما اینقدر خودتو مشغول این و آن کردی که اصلا فرصتی برای شنیدن حرفهای من نداری
خب بابا ، بیا من الان اینجام ، خوبه ؟ حالا حرفتو بزن ببینم چی می خوای بگی . فقط زود و تند بگو که دیرم نشه .
آره خوبه  ، اما نه فقط جسمت،می خوام همه وجودت اینجا باشه ، قلبت ، گوشت ، چشمت ، همه و همه اینجا باشه.قبول؟
باشه بابا قبول ، حالا بگو چی می خوای بگی ،
حالا شد ....
دوستت خیلی بهت سلام رسوند و یه پیغام برات فرستاد که بهت بگم.
دوستم ؟ دوستم کیه؟ کدوم دوستم؟
همونی که مدتهاست کمتر یادی ازش می کنی و ازش غافل شدی؟؟
من ؟ من از دوستم غافل شدم ؟ امکان نداره . همه دوستام میدونن که من END  رفاقت و معرفتم . امکان نداره از دوستام غافل بشم .حالا کدوم دوستمو میگی ؟ اصلا اسمش چیه ؟ واضح حرف بزن ببینم  چی میگی.. حالا پیغامش چی هست ؟
گفت که بهت بگم مدتیه بی معرفت شدی ؟ اینقدر غرق دوستات شدی که کمتر دیگه بهم توجه می کنی؟ دیگه با ما نیستی، مگه بدی از من دیدی که منو فراموش کردی ؟ بابا بیا بهم سر بزن دلم خیلی برات تنگ شده
ببینم همه این حرفها رو اون گفت ؟؟؟
آره ، همشو خودش گفت .
اسمشو که هنوز بهم نگفتی . د... زودتر اسمشو بگو ببینم  این کیه که اینجوری دلش از ما گرفته
واقعا هنوز نشناختیش ؟ هنوز بجا نیاوردیش ؟ بابا تو دیگه کی هستی ؟؟؟
نه به جون تو ، هنوز بجا نیاوردمش . اما حرفاش خیلی برام آشناست . از حرفاش معلوم از اون با معرفتاست . جون من حالا اسمشو بگو ...
آره . خیلی با معرفته . و در عین حال خیلی مهربونه . هر چی ازش بگم کم گفتم. خیلی چیزا بهم گفت که بهت بگم . اما من همین جمله ازش بهت میگم :
« اگر آنهائیکه به من پشت کرده اند میدانستند چه اندازه انتظار آنها را میکشم و چه مقدار مشتاق توبه و بازگشت آنها هستم هر آینه ازشدت شوق و شور نسبت بمن جان میدادند و تمام بند بند اعضایشان بخاطر عشق من از هم جدا می شد » (1)
حالا شناختیش ؟؟؟؟
پس چرا ساکتی ؟ چرا چیزی نمیگی ؟ به چه داری فکر می کنی ؟ چی شد ؟ این اشکها چیه؟
آره ، شناختمش ، خوب هم شناختمش . این اشکهای دلتنگیم ، دلم برا دوستم تنگ شده ، خیلی ،
موبایلت داره زنگ می خوره ، گوشی و بردار فکر کنم دوستتاتن ، مگه باهاشون قرار نداشتی ؟ پاشو برو دیگه ... چیه ، چرا بلند نمی شی دیرت میشه ها ! ! ! دیر برسی پیش بچه ها ضایع میشی ها
دوستام ؟ کدوم دوستها ؟ من دوستمو تازه پیدا کردم . دوست مهربونی که خیلی مدیونشم. دوستی که آخره رفاقته ، دوستی که . . .
چیه ، چی شده ؟ چرا اینجوری گریه می کنی ؟ یواش ، بابا یواشتر الان همه بیدار میشنا ! ! ! چیکار می خوای بکنی ؟
می خوام برم پیش دوست عزیزم و امشب و با اون خلوت کنم . خیلی حرفها برا گفتن باهاش دارم
راستی ،،، عطر و سجاده ی منو ندیدی ؟؟؟
---------------------
1 - حدیث قدسی


جمعه، ۲۵ فروردین ۱۳۸۵ - ۳:۲۳ صبح

نظرات (61)
مجنون پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۸۵ :: ۰:۳۳ بعدازظهر
سلام هفته قبل رفتيم زيارت كربلاي جبهه ها ,براستي اونجا كربلاست اونجا بهشت بود. فكه ,گردان حنظله ,شلمچه,دهلاويه,سه راه شهادت,طلائيه,هويزه,فتح المبين,مجنون,...... باكري ,همت,آويني,چمران,................ حالا فقط شرمنده ام شرمنده خدا, شهداوخانواده شهداوشرمنده آقا امام زمان(عج),شرمنده خودم شرمنده انسانيت.برام دعا كنيدبغض بزرگي راه گلوم رو بسته, اصلا نتونستم گريه كنم نه اونجا نه حالا.حالم خيلي بد هست.احساس ميكنم از بهشت بيرونم كردند ,البته با اين همه گناه من حق دارند,برام دعا كنيد .ميدونم بيشتر حرفام شبيه هذيان هست اما باور كنيد از لحظه ورود به فكه تا حالا تب دارم برام دعا كنيد,خواهش ميكنم.
URL:
رضا پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۸۵ :: ۱۱:۵۹ صبح
سلام /امیدوارم که در پناه خداوند متعال خوش وخرم باشید /ببخشید که دیر به دیر خدمت میرسم /موفق وموید باشید/
از طرف يه غريبه پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۸۵ :: ۱۱:۰۶ صبح
سلام اقا حميد دوستان در پرده مي گويم سخن............ بشنو از ني ني نواي بي نواست / بشنو از دل دل حريم كبرياست ني چو سوزد تل خاكستر شود / دل چو سوزد محفل جانان شود رفتم به در صومعة عابد و زاهد / ديدم همه را پيش رخت راكع و ساجد/ در ميكده رهبانم و در صومعه عابد / گه معتكف ديرم و گه ساكن مسجد/ يعني كه تو را مي طلبم خانه به خانه/ روزي كه برفتند حريفان پي هر كار / زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار/ من يار طلب كردم و او جلوه گه يار / حاجي به ره كعبه و من طالب ديدار/ او خانه همي جويد و من صاحب خانه/ هر در كه زنم صاحب آن خانه تويي تو / هر جا كه روم پرتو كاشانه تويي تو/ در ميكده و دير كه جانانه تويي تو / مقصود من از كعبه و بتخانه تويي تو/ مقصود تويي كعبه و بتخانه بهانه/ دو صد گفته چون نيم كردار نيست التماس دعاي خير يا علي در پنا حق
سيد محسن چهارشنبه، ۳۰ فروردین ۸۵ :: ۴:۰۹ صبح
به نام حضرت دوست ............... حاجي جون انتخاب زيبايي بود ... و تلنگري خوب ........... در پناه حضرت دوست
مرتضي شيميايي سه شنبه، ۲۹ فروردین ۸۵ :: ۰:۴۱ بعدازظهر
دوست عزيز سلام.كسي منكر زحمات آن دولت نشد.همينطور كه از دولت خاتمي علي رغم آن همه ناجوانمردي كه كرد پشتيباني مي كنيم از آن دولت هم همينطور.امااين چيزي نيست كه فقط من يا شما بدانيم.دقيقا مثل دولت خاتمي كه عده اي خائن در كنار اين دولت فعاليت مي كردند در اون دولت هم همينطور بود اما ضربه دولت هاشمي چون از لحاظ اقتصادي بود بسيار بسيار شديدتر از ضربه سياسي دولت خاتمي بود.ما هم حرف براي گفتن بسيار داريم.به اميد خدا حضوري عرض مي كنيم!!!
مليحه سه شنبه، ۲۹ فروردین ۸۵ :: ۰:۳۹ بعدازظهر
سلام عيد شما مبارك
مليحه سه شنبه، ۲۹ فروردین ۸۵ :: ۰:۲۸ بعدازظهر
سلام خيلي خوشحالم كه به جمع زيباي شما وارد شدم ان شا’ اله بتوانم متنهاي خوب و تاثير گذار برايتان بفرستم
URL:
مصطفي سه شنبه، ۲۹ فروردین ۸۵ :: ۵:۳۶ صبح
سلام حاجي.اومدم عرض ارادتي كنم چشمم به كامنت قبلي(از يك غريبه) افتاد.حرفهاي پر درديه.خيلي جاي تامل داره.انشاءالله خداوند توفيق شناخت و درك حضور منتظر حضرت بقيةالله الاعظم ارواحنافداه را به ما عطا فرمايد بلكه براي رفتن به سمت او بدون وقفه درنگ نكنيم و از رنگ و لعاب شعارهاي رنگارنگ خارج بشيم.البته با دعاي خوباني چون شما بزرگوار.مويد و برقرار باشيد.ياعلي
حميدرضا(حكمت تازيانه) سه شنبه، ۲۹ فروردین ۸۵ :: ۳:۲۳ صبح
با سلام و عرض ادب.ببخشيد اينقدر دير اما بهر جهت من هم اين ميلاد پر بركت را به شما برادر ارجمندم تبريك عرض مي نمايم.يا علي مدد
از طرف يه غريبه سه شنبه، ۲۹ فروردین ۸۵ :: ۱:۴۲ صبح
يار بي پرده از در و ديوار در تجلي است يا اولاابصار / شمع جويي و آفتاب بلند روز بس روشن و تو در شب تار سلام از اينكه جواب منو داديد ممنونم / اي ميلم رو امروز براتون همين جا ميذارم / راستش خيلي دلم ميخواست وبلاگ داشته باشم و حرف دلمو اونجا بزنم ولي فرصتش رو ندارم / يادمه يه روزهايي هميشه حسرت ميخوردم كه خوش به حال شهدا جاشون معلومه اما حالا به اين فكر مي كنم كه مسئوليت ماهايي كه زنده ايم خطيرتره / اونا دشمنشون معلوم بود اما ما مونديم / با كدوم دشمن بايد مبارزه كرد / آيا فقط اين آمريكا و اسرائيله يا .... يادمه زماني جانبازي رو مي شناختم كه يك پا نداشت و شيميايي بود حتي يك ريال هم از جايي دريافت نكرد نه سهميه اي نه هيچ يادمه چقدر براي كار آبرومند تلاش كرد اما افسوس ... چندي پيش به شهادت رسيد و راحت شد .همه پشت ميزهاي رياستشون محكم چسبيدن به ميزشون انگاري هميشگيه مرگي براشون نيست / از كجا بگم برات از برادر سه شهيدي كه پدر نداره و از يه مادر شهيد معلول نگهداري مي كنه تحصيلات عاليه داره و متاهل چقدر براي كار به هر اداره اي مراجعه كرده اما افسوس ... هر جا رو مي بيني روابط بر ضوابط حاكمه .....آقا حميد مي خوام يه چيزي بهت بگم توي اين دوره زمونه كسايي كه دم از پيامبر و حضرت علي (ع) و غيره مي زنن به نظر من اصلا هيچي از اسلام و دين و سيره علي رو نمي دونن . فقط ريا مي كنن / من از مردمي كه هيچ ادعايي راجع به اين بزرگواران ندارن ندارم اونايي كه دم مي زنن و فقط تماشا مي كنن و ظاهرشون يه چيز و باطنشون يه چيز ديگه رو ميگم / ميدوني چيه آقا حميد با خوندن اين جملات اولين چيزي كه به ذهنت بياد اينه كه من ضد انقلابم / مهم نيست درباره من چي فكر مي كني فقط اين برام مهمه كه خدا و ائمه از من راضي باشن و مردمي كه رنج كشيده هستن / توي سال پيامبر مدير كلي كه دم از پيامبر ميزنه كسر شانش مياد با يه كارمند جز سوار يه ماشين بشه / خونه و ماشين و امكانات خودش و زن و بچش رو خودت ميدوني ... ميدوني چيه آقا حميد دارم به روزي فكر مي كنم كه حضرت مهدي بياد انوقت مي بيني كسايي كه بيشتر از همه سنگ حضرت رو به سينه مي زدند بر عليه او قيام مي كنن ميدوني چرا چون منافع خودشون رو از دست ميدن درست مثل زمان حضرت علي كه وقتي به حكومت رسيد چيكار كرد... چي بگم آقا حميد نميدونم اهل كجايي بايد تهراني باشي فقط يه چيز بهت ميگم تا حالا شده فقط يك روز از عمرت رو با يه كشاورز زحمت كش تو آفتاب سر كرده باشي / تا حالا شده پاي حرف پدر و مادر شهيد ي كه فقط يگانه بچه خودشون رو در راه خدا دادند و سالي يك بار هم كسي از اونا سراغي نمي گيره بشيني / چرا هميشه از فساد مي گيم ولي هيچ حرفي از ريشه آن نمي زنيم / به نظر شما اگه براي جوانهاي تحصيل كرده شغل ايجاد بشه و اونا بتونن ازدواج كنن آيا سراغ شغلهاي كاذب مي رن يا مواد مخدر يا سيگار ؟/ چرا اين همه از انرژي هسته اي مي گي / انرژي هسته اي مهمه خيلي هم خوبه اگه كشورهاي جهان سومي چون ايران بتونن براي سوخت اينده فكري بكنن اما آيا مهمتر از اين بيكاري جوانان نيست؟ آيا ميشه اميدوار بود انرژي هسته اي سر بگيره پولش فقط توي جيب يك عده خاصي نره ؟ چي بگم آقا حميد از زمان امام خميني (ره) تا حالا چقدر فاصله طبقاتي زياد شده / اين همه ثروت مملكت به جيب چه كسايي ميره ؟ سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي ...... چي بگم آقا حميد فقط ميدونم وظيفه من و تو و امثال ما اين نيست كه بشينيم دعاي ندبه بخونيم و گريه كنيم ... تا حضرت مهدي بياد خودش درست كنه ... نه نه / تك تك ماها مسئوليم / كلكم را و كلكم مسئول عن رايته هر كس كه محمدي است آقاش علي است يا علي
صفحه اصلي | آرشيو | لينکستان | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت